کتابهای دکوری / عبدالله مقدمی

درخواست حذف این مطلب


امروز پیامی از دوستی که در بازار وسایل دکوری فعالیت می کند، دریافت . ع چند کتاب حجیم لاتین و یک سؤال؛ «اگه گفتی اینا چیه؟». اولش خواستم چیزی بنویسم که نوشت: این کتاب ها کتاب دکوری اند. جنس شان از  mdf و مقواست. یک کانتینر از چین آورده بودم، روی هوا رفت!  بله.


درست متوجه شدید. آن کتاب ها واقعاً کتاب نبودند بلکه ماکت بودند. کتاب هایی در ابعاد واقعی با نام های لاتین و البته قیمت هایی بسیار گران تر از کتاب واقعی!


دوست من موفق شده بود یک سری چند هزار تایی از این «کتاب های دکوری» را ظرف چند روز بفروشد. بعد هم وقتی جنس ها تمام شده بود و در پاسخگویی حجم بسیار مطالبه مشتریان عاجز مانده بود، دلش به حال اهالی کتاب سوخته بود و یاد من افتاده بود. اول صبح من مانده بودم و یک غمباد بزرگ. یعنی بسیاری از مردم ما حاضرند «چیزی» را ب ند که شبیه کتاب است و اتفاقاً بسیار هم گران است اما کتاب ن ند. واقعاً پارادو عجیبی بود. اما این وارونگی موقعی در ذهنم حل شد که دیدم نه تنها در این مورد، بلکه تقریباً در همه موارد، صنعتی به نام «جلو پنجره سازی» رونق گرفته است. صنعت بزرگی برای فریب «دیگری» در مورد زندگی ای که فقط برای خود ماست. بسیاری از ما دوست داریم جلوپنجره دلفریبی داشته باشیم. دکوری پرشکوه و توخالی، درست مثل کتاب های مقوایی. به هر دری می زنیم تا  وسایل خانه ای باکلاس تر، لباسی گران تر و... از آنچه واقعاً داریم داشته باشیم. زیر سخت ترین قرض ها، وام ها و قسط ها می رویم تا دکوری زیباتر، باشکوه تر و مجلل تر از خود برای دیگران نمایش دهیم. غافل از اینکه ما برای نمایش به این دنیا نیامده ایم. ما به این دنیا نیامده ایم که به خودمان زجر و سختی بدهیم تا دیگران فکر کنند از آنچه هستیم «مثلاً» بهتر زندگی می کنیم.



شاعران نوپرداز صدای شعر امروز

nopardazanlnjan.



هزاران عنوان کتاب در شمارگان هزار و پانصدتایی، سال ها در قفسه کتابفروشی ها خاک می خورند اما چند هزار کتاب توخالی مقوایی ظرف دو روز روزو تمام می شوند. شاید برای اینکه عادت کرده ایم از هر چیزی تنها «دکور» بسازیم. دکوری از فرهنگ، دکوری از ادبیات دکوری از شعر و دکوری از......